چند روز پیش یکی از همکارانم ( تا حدودی از سبزپوشان هم است ! ) یه صفحه از روزنامه اعتماد رو دستش گرفته بود و آورد پیش من ! روزنامه را نشونم داد و گفت : خبر داری بچه محل هات واسه آزادی رمضانزاده نامه دادن !؟
من که حسابی جا خوردم ، سریع روزنامه را گرفتم و شروع کردم به خوندن روزنامه ! از آنجایی که من تعصب زیادی نسبت به شهرم و تمام بیجاری های عزیز دارم از درج این مطلب خوشحال شدم ، من هم سریع این مطلب را توی پورتال بیجار گذاشتم !
و اما بعد ...
موج شدیدی از ایمیل های جور واجور ! تماس های عجیب و غریب و ...
یکی ایمیل داده بود دست شما درد نکنه خیلی این نامه خوبی بوده ! ( انگار من این نامه را نوشتم ! ) ما بیجارها همه با شمائیم !
یکی دیگه نوشته بود : ای خائن وطن فروش ، شما از سازمان سیا و ... دارید پول می گیرید که این مزخرفات را بنویسید !
یکی دیگه نوشته بود ، گور بابای سیاست ، رمضانزاده یه مدت به عنوانهای مختلف سیاسی حال کرد ! الان هم داره ضد حال می خوره !
تازه اینها که نوشتم بخشی از ایمیل ها بود و اما یک عده هم پا را فراتر گذاشته و فحش و چرت و پرت نثار ما می کردند !
یه عده دیگر هم به ایمیل اکتفا ننمودند و با تماس های تلفنی خویش ما را سر افراز نمودند ، و باز هم یک عده موافق و یک عده مخالف !
البته خیلی جالب بود ، یه روز استاد عزیزم آقای کمال حیدرزاده به من زنگ زد و بدون اینکه من را بشناسد ، بحث را شروع نمودند ( مخالف و یا موافق بماند! ) من که ایشان را حدودا ده سال ندیده بودم و از شنیدن صدای ایشان خیلی خوشحال شدم و خودم را کاملا معرفی کردم ، ایشان نیز مرا شناخت و خلاصه کلی حال و احوال و تعارفات و مخصوص ما بیجاری ها !
در پایان خدمت همه دوستان بار دیگر اعلام می کنم بنده به عنوان مسئول پورتال بیجار ، وظیفه اطلاع رسانی به موقع ( البته تا جایی که امکان اش باشد ) بر عهده دارم و از هیچ حزب و گروه خاصی حمایت نمی نمایم و خط نمی گیرم ، پس لطفا تهمت ، فحاشی ، خط دادن دوستانه و ... ممنوع .
با تشکر - احمد جعفری
بازديد : 104 بار |